از آنچه باخته ام خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام .روز گاري از زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد ؟
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
دلم همچو آسمان، پر از ابرهاي باراني است، اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند....
از عشق تو آواره هر كوي وخيابون مجنون شدم وزدم به هر دشت وبيابون تنها با تو وسازم واين دو چشم گريون ميبينم كه همه ناز ميكنن با عاشقاشون مثله گربه ميچرخند وميپيچن توو پاهاشون يا كه اشك ميريزن زار ميزنن توو بغلاشون شايد ناز بكنن دست بكشن روي موهاشون اي خدا چرا موندم از تو جدا تو كجايي ومن كجا اي خدا هر چي هستم بدون عاشق عشق تو هستم از تو هستم بت پرستم يا كه مستم دل به عشق روي تو بستم تو عزيزي تو رفيقي بپرس چرا اشك ميريزي بپرس كه از كي ميگريزي بپرس به دنبال چه چيزي جز خدا
خدانكنه ببينم اون روز رو كه رفتي نياد يه روز بهم بگي خودت نخواستي ميدوني كه ميخوام با تو باشم هميشه بگم ميخوام باهام باشي بگي نميشه ميدوني كه يه عمريه عاشقت هستم دل وهمه ي وجودم رو به دل تو بستم اگه بخواي واست دنيا رو ميارم دل وهستيم هم زير پاهات ميزارم من كه عشقمو جونمو عمرمو واسه تو گذاشتم و دار وندارم و بود ونبودم و به پاي توباختم و از همه واژه هاواسه ي نگاه تو ترانه ساختم وچرا تو گذاشتي ورفتي وساختم وسوختم ونگاهم رو به نگاه تو دوختم واز رفتنت آخه وقتي ميسوختم نرو حالا بيا ديگه دل من بي تو نميتونهپس كي بايد واست دل تو بخونه خوب ميدونم دل من بي تو ميشه يه ديوونه حالا از تو واسم چي ميمونه نشونه دلم از عشق تو خونه تا آخر دنيا چشم به رات ميمونه
بي تو اين روزاي يه روز واسه من تاريك وتاريك وقتي بي تو تك وتنهام زندگي معنا نداره از همون روزي كه رفتي دل به هيچ كسي ندادم فكر ميكردم ميرسي يه روز توو بي كسيم به دادم گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله ديدن دوباره تو فقط توو خواب وخياله لحظه هاي آخر تو توي قلب من ميمونه هيچ كي مثل من بلد نيست قدر چشماتو بدونه
دلم از بند عشق تو رها نيست کسي اين گونه با من اشنا نيست يگانه همدم بي ادعايي تو که با ناله ي من هم صدايي غزل را ميشود با تو سرودن تو اي تنها دليل زنده بودن
"love is for ever and if it doesn 't last forever it isn't love"
***
آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد هر که نوشيد از آن در نظر عام افتاد قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق نوش کرديم،چه نوشي،چه سرانجام افتاد
***
عشق را با هيچ تصويري نميتوان نشان داد ...ولي همه تصويري از عشق در ذهن خود دارند!
***
کاش ! قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت کاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت...
***
بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما فرصت نظاره رفتن تو را نخواهم داشت.....
***
تا که بودیم نبودیم کشت ما را غم بی همنفسی
حال که رفتیم همه یار شدند خفته ایم همه بیدار شدند
بودیم کسی باور نمی داشت که هستیم
باشد که نباشیم بدانند که بودیم
قدر آیینه بدانیم تا چو هست
نه در آن روز که افتاد و شکست
***
ای کاش همچو شبنمی از چشمان زیبایت بر صورت پر رازت جاری می شدم و آن را بوسه باران می کردم...
***
عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن عشق اصرار دارد.
***
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ...
***
اگر بهترين دوست نيستی اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستی اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستی هميشه بهترين باش جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند . پس در بدترين خاطراتم بهترين باش .
زندگي مرگ است و مرگ است زندگي ... پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگي ...
***
تنها بنايي که اگر بلرزد ، محکمتر مي شود ، دل است
***
یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه
***
کاشکي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم ... کاشکي که کيبوردت بودم هميشه زير انگشتات بودم ... کاشکي که هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم ... کاشکي که موست بودم هميشه تو مشتت بودم ... کاشکي پسووردت بودم هميشه توي فکرت بودم ...
***
دنيا را بد ساخته اند ... کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد ... کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ... اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ... و اين رنج است ...
***
در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم
***
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
***
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست. عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده
با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»
***
آغاز کسي باش که پايان تو باشد
***
دردي كه من از تو دارم در دل دل داتد و من دانم و من دانم و دل
***
من به یک هراس همیشه طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را بی دلیل بر باد داده ام بعد از این دیگر نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
نشان تو
در هر باد طنين صداي تو بود بر هر خاک رد پاي تو فرو رفته بود و در هر آب انعکاس سيمايت در هر آتش گرمي دستانت آنگاه که من کوچه به کوچه خانه به خانه نشان تو مي خواستم و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته
یا ایها المعشوق بعد سلام و احوال پرسی انا امیدوارم که مزاجک عین صحت و سلامت بوده باشد
و اگر انت از احوال انا خواسته باشی لا ملال ننا سوای فراق باش که انعم انشاالله تعالی فی همین ایام دیدارنا و مرادنا حاصلوننا
باری یا ایها العزیز انا فی آتش عشق کمثل ماهیتابه می سوزم و جلزو ولز آن در اومده
فی کل شبها که انا سرم را الی المتکا می گذارم اشکنا کمثل رودخانه جاریه الی البستر و آه سوزاننی به سوی آسمان صعودا
الهی انا قربان انت بروم انا قسم می خورم که به جاننی و به جانش که فی کل شبها ابدا خواب فی چشماننا لا داخلون و اغلب الی صبح بیدارون و گریه زارون فی هجرک
انا قربان چشم و ابروت بروم و جان ناقابل حقیر قربان تو
به خدا رنگم من هجرانک کمثل زرچوبه اسفر شده و قلبنا کمثل آلبالو احمر گردیده
آه یا وعدنا که هر نصف شب به یادکم یاقوقو
و هر چه نامه عاشقانه به سوی انت رسالون هیچ لا جوابون
گویا انا را آدم لا حسابون
به جان انت که از جان حقیر عزیزتر است قلبنا فی فراقک مجروح و قلبنا به روی انت مفتوح
انا نمی دانم چرا از من فرارون
در صورتی که انا من عشقک بی قرارون گویا لا رحم فی قلبک بی رحمممممممممممممممم
ارحم نگذار من جفاعک خودم را با یک وعده تریاک خود را یقتلون
انا دیگر طاقت فراق ندارم و به وصالک مشتاقون ولی خداوند به قدر مثقال ذره وفا فی وجودک لا آفریده
انا تا ثلاثه ماه دیگرمرتبا فی هر هفته واحد نامه العاشقانه برای انت می نویسم تا به حال من متفکرون و چنانچه باز هم به درد دلم لایرسون آنقدر اشک نامه در چشمنا سرازیرون تا جان آفرین تسلیمون
خدا روميخوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام خدا رو ميخوام نه واسه مشكل وحل غصه هام خدا رو دوست دارم نه واسه ي جهنم وبهشت خدا رودوست دارم ولي نه واسه ي زيبا وزشت خدا روميخوام نه واسه خودم كه باشم يا برم خدا روميخوام نه واسه روزاي تلخ وآخرم خدا رو ميخوام نه واسه سكه وصد پول يا حقام خدا رو ميخوام كه فقط تو رو نگه داره برام خدا رودوست دارم واسه اينكه توروبهم داده خدا رودوست دارم چون عاشق بودن رو يادم داده خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خيلي دوست داره خدا رو دوست دارم عاشق رو تنها نميزاره خدارودوست دارم واسه اينكه حواسش با منه خدارو دوست دارم اخه هميشه لبخند ميزنه خدارو دوست دارم واسه اينكه من وتو با هميم خدا رودوست دارم كه ميدونه ما عاشق هميم
وقتی که تو را دیدم بذر عشقت در قلبم کاشته شد با محبت آن را آبیاری کردم و با لطافت آن را نورانی کردم و اینک عشقت در قلبم سر به فلک کشیده و جوانه های خاطره را به میوه های آرزو سپرده من با دستان انتظار میوه هایت را می چینم و لبریز از امید فریاد می کشم تک درخت عشق و امید و آرزوی من با تمام وجود دوستت دارم
شبهاي زمستاني قلبم را چراغي نيست و ظلمت روحم را، روشنايي ودر انزواي تنهائيم كور سوي اميد را نمي بينم چه بس شبها كه دلتنگي صورتم راشسته و خواهد شست وچه بسيار روزهايي كه بي قرارت بودم ولي ... غم دوريت لحظه به لحظه به مرگ نز ديكترم خواهد كرد وهيچ كس راز دلتنگيهايم را نخواهد فهميد وهيچ چيز برلب نخواهم آوردچرا كه من گر فتار سنگيني سكوتي هستم كه گويا قبل از هر فريادي لازم است...
تو ومن باهم ميشيم ما مابا هم ميشيم يه دريا عشق ما عشق زميني تپشش خيلي قديمي دريا طوفانش زياده اما قلبم طاقت دوري نداره تو بيا بامن يكي شو تا باز آسمون بباره ابر آسمون تو شبها جلوي ماهو مي گيره اما باز از پشت ابرا مهتابو دلم مي بينه نور مهتاب يه اميده واسه ديدنت دوباره ديدن دوباره تو روح تازه ي بهاره تو برام يه آشيونه توبرام يه تكيه گاهي تو خداي شهر عشقي تو عزيزي مثل ماهي
تو در من آن تب گرمي كه آبم ميكند كم كم, نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم كم, منم آن كهنه ديواري به جا از قلعه هاي سنگ كه باد و آفتاب آخر خرابم ميكند كم كم..
وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه ؟ زود دستمو بالا بردم و گفتم یک بخش ' اما از وقتی تو رو شناختم فهمیدم عشق سه بخشه : عطش دیدن تو ................ شوق با تو بودن............... و اندوه بی تو بودن
ابری باش بارا ن شو.... ببار زمین خشک دلم تشنه توست ببار تا ... ازسرزمین دلت سر برون آرم بگذار درتو برویم سبزشوم ای آفتابی ترین لبخند وقتی درآبی ترین نقطه دریای دلت گم شدم روزی از پشت سیاهی چشما نت.... طلوع خواهم کرد
نسيم دلنواز و روح انگيز عشق را تا آخرين لحظه حيات در دل نگه ميدارم تا در آن لحظه هم عاشق باشم و در آخرين برگ خداحافظي ام مي نگارم: عشق برايم يك عادت بود،يك حاجت بود كه من ازمعبودم گرفتم و به محبوبم هديه كردم
آسمون آرزومون پره از ابراي تيره لالايي واست بخونم تا شايد خوابت بگيره اگه از خواب نپريدي توي خواب خدا رو ديدي يه جوري بپرس ازش كه دلامون چرا اسيره باز كه چشماتو نبستي ببينم باز كه نشستي مي دونم يه جوري هستي كه دلت از همه سيره اما بهتره بدوني طبق اصل مهربوني دل واسه عاشق نبودن راه نداره ناگزير چشماي تو شده خسته بغض ارزوت شكسته اما باز تو فكر ايني اگه من رو نپذيره بهتره بيدار نشيني اون و توي خواب ببيني واسه ديوونه بودن عزيزم هميشه ديره خوش به حال بعضي مردم كه شدن تو زندگي گم التماس سرخ سيبا پيششون چقد حقيره نه به فكر عطر ياسن نه به فكر التماسن خنده داره واسشون كه دل ما يه جايي گيره چي بگم شبم تموم شد نديدم اون رو حروم شد كاش مي دونست يكي اينجا بد جوري واسش مي ميره كاش كه بود يه قطره بارون واسه نامه هامون به دل هميشه دريات از كسي كه تو كويره