تبليغاتX
بی آشنا منم


بی آشنا منم





درد و دل


تلخ وشیرین های گذشته


نويسندگان


بایگانی دوستان


دوستای گلم


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

دوست دارم
 

 اگه از يــاد تو رفتــــــم ،اگه رفتــــي تـــــو ز دســتم

اگه يـــار ديگرونــــي ، مـــن هنـوز عاشقت هستم

با وجــود اين که گفتـي ، ديگه قـــهري تا قيـــامت

با تـــموم سادگــي هام ، گفتـــــم اما به سلامــــت

شايد اين خوابه که ديدم، هرچي حرف از تو شنيدم

قـــلب نابــاور مـــن گفت، مـــن به عشقـت نرسيدم

پيــــش ازاين نگفته بـودي ،غيرما کسي روداري

توي غم ها،توي شادي،سر رو شونش مي گذاري

تــــورو مي بخشــم و هرگز ديگه يادت نمي افتم

 رفتـــی و خاطره هـای تو نشسته تو خیـــالم

بــی تو من اســـیر دســت آرزوهـای محـالـــم

یــاد من نبـــودی امـا مـن به یاد تو شکســــتم

غیــر تو که دوری از مـــن دل به هیچکســی نبســـتم

 

 

 

آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی

 

روی خندان تو را کاشکی می دیدم

      

 هنوزکه هنوزه بااینکه ازش نامردی دیدم با اینکه یه شبه زد زیر همه ی قول و قرارامون

ولی هنوز دوسش دارم...هنوز با خودم می گم خدایا الآن کجاست؟ با کیه؟ چیکار می کنه؟ 

حالش خوبه؟...

تمام لحظه هام تو همین فکرایم... خدایا اونم به فکر من هست؟ اونم ناراحته یا اینکه شاده و

خوشحال؟ خدایا اونم مثل من تنهاست یا الآن دیگه با یکی دیگست؟ خدایاحسنا رو خیلی

راحت فراموش کرد؟...

خدایا چرا همه ی بدبختیا مال منه؟ چرا همه ی بیچارگی ها مال منه؟ خدایا چرا اینقدر بندتو

زجرمی دی؟  مگه خودت نگفتی من بندمو اذیت نمی کنم؟

خدایا راحتم کن . . . خلا صم کن. . . خدایا دیگه نمی تونم .. .

 

چه جوری میگی که من برای تو کم بودم

منی که عاشقترین عاشق عالم بودم


دلتنگی های: ....... مورخ: سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 در ساعت: 14:56
|+|

..............

هر چند مال من نشدي ولي ازتو خيلي چيزها ياد گرفتم.
 ياد گرفتم به خاطر کسي که دوستش دارم بايد دروغ بگم.
ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره.
ياد گرفتم توي زندگيم به اوني که بفهمم چقدر دوستم
داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم. ياد گرفتم گريه
هاي هيچ کس رو باور نکنم. ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت
جبران ندم. ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي
خودم عاشق نباشم !!!

 

 

 


دلتنگی های: ....... مورخ: دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 در ساعت: 22:14
|+|

Only God

دلم را سپردم به بنگاه دنيا  وهي آگهي دادم اينجا وآنجا
وهرروز براي دلم مشتري آمد ورفت
وهي اين وآن سرسري آمد ورفت
*
وهيچ كس واقعا اتاق دلم را تماشا نكرد
دلم قفل بود ،كسي قفل قلب مرا وا نكرد
*
يكي گفت: چرا اين اتاق پر از دود وآه است
يكي گفت:چرا نور اينجا كم است
وآن ديگري گفت:و انگار هر آجرش فقط از غم وغصه و ماتم است
*
ورفتند وبعدش دلم ماند بي مشتري
ومن تازه آن وقت گفتم:خدايا دل من را ميخري؟
*
وفرداي آن روز خدا آمد وتوي قلبم نشست
و در را به روي همه پشت خود ببست
*
ومن روي آن در نوشتم:ببخشيد ديگر براي شما جا نداريم
از اين پس بجز او كسي رانداريم
دلتنگی های: ....... مورخ: دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 در ساعت: 21:39
|+|

نفس هاي آخر قلب منه قلب بيچاره داره دق ميكنه
لاک پشت ها هم عاشق ميشن ولي تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون ميکنه

 

ببين چه كردي با حالم             ببين چه كردي با روزم
 كه بي صدا درتنهايي         توآتيش غم ميسوزم
هديه دادم به تو گلهاي شادي         هديه كردي به من چشماي گريون
هديه دادم به تو يك دل ساده    هديه كردي به من رنج فراوون
حالا من موندم وچشماي خسته              حالا من موندم وقلب شكسته
دل جدااز يارم كردم                   در دياري دور افتاده 
مثل برگي سرگردانم    زرد به دست تو افتاده
با خاطره هايم سازم    با سايه غم ميسازم

 


دلتنگی های: ....... مورخ: دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 در ساعت: 21:38
|+|

خنجر برام بيارين من از تبار دردم
منو عاشقانه بشناس ، منو از دوباره بشناس

منو با دلی که جز تو ، چاره ای نداره بشناس

منو پر کن از بهونه ،تــازه کن مثل جــونـه

رد کن از این همه بن بست کوچه های عاشقونه

من به تو دل داده بودم قلب تو پناه من بود

تو ندونستی عزیزم عشق تو گناه من بود ؟!

منو نشــناختــی هنوزم من گل باغ تو بودم

منو از شاخه شکستی من که غمخوار تو بودم؟!

رد کن از این همه بن بست کوچه های عاشقونه

من به تو دل داده بودم قلب تو پناه من بود

ای طراوت بهاری عطش همیشه جاری

واسه من عین نیازه هرچی داری و ندای

من به تو دل داده بودم قلب تو پناه من بود

تو ندونستی عزیزم عشق تو گناه من بود ؟!

منو نشناختی هنوزم من گل باغ تو بودم

منو از شاخه شکستی من که غمخوار تو بودم؟

دلتنگی های: ....... مورخ: دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 در ساعت: 13:21
|+|

خط خطی های دل
 

                                

من ترا دوست میدارم من به خاطر نگرانی تو نگرانم من برای افسردگی تو آرام و قرار ندارم .

عزیزم :ببین اگر دل تو در گرو مهر دیگری نیست اگر پای بند عشق دیگری نیستی اگر قلبی ناشگفته داری و راز ناگفته این منم که ترا پرستش میکنم این دل و جان نیست که نثارقدمهای نازنین توست

عزیزم من هر چه فکر میکنم نمیتوانم تو را اسیر محبت دیگری ببینم چون آن کبر و یا آن تشخیص که در روح تو سراغ دارم حصار استوار قلب توست ولی اگر روزی گرفتار با عشق دیگران تو را ببینم تمنا میکنم اگر دیگری را دوست میداری به من نگو به این راحتی قلب مرا لگد مال نکن به من نگو بلکه همچنان خاموش باش . عزیزم بدان هنوز رشته بردباری از دستم در نرفته هنوز مغز برای فکر کردن و قلب برای غم خوردن دارم

 

 

من همونم که یه روزی واسه چشات خونه ساختم

واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم

چیز تازه ای ندارم به پای تو بریزم

دست خوب مهربونی یاورت باشه عزیزم


دلتنگی های: ....... مورخ: پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 در ساعت: 17:15
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.parkinge-asheghan.blogfa.com & www.parkinge-asheghan.blogfa.com & www.parkinge-asheghan.blogfa.com

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس