تبليغاتX
بی آشنا منم


بی آشنا منم





درد و دل


تلخ وشیرین های گذشته


نويسندگان


بایگانی دوستان


دوستای گلم


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

دلم شکسته زیر پا
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي! چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !چه كودكانه ! همه چيزم شدي ! چه زود ! به خاطره يك كلمه مرا ترك كردي ! چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد! چه بيرحمانه! من سوختم

 

 

خودم تنها تنها دلم
چو شام بي فردا دلم
چو كشتي بي ناخدا
به سينه ي دريا دلم
تو اي خداي مهربان
تو اي پناه بي كسان
به سنگ غم مشكن دگر
تو شيشه ي مينا دلم
تو هم برو اي بي وفا
مبر بر لب نام مرا
دل تنگم بيگانه شد
نميخواهد ديگر تو را


دلتنگی های: ....... مورخ: یکشنبه ششم مرداد 1387 در ساعت: 8:2
|+|

ما زاده ی خاکیم

احساس می کنم گلی بیچاره ام که به دست ناسپاسی چیده شده ام

 

کسی چه می داند؟

 

شاید برای گلدان شیشه ای ؛تا زینت چند روز خانه ای باشم

 

و شاید مرا چیده اند برای سنگ مزار مرده ای تا دلگرمی خانواده ای باشم.

 

به هر دلیل خوب می دانم که عاقبت خشک خواهم شد...

 

و به زودی زود است خانه ام خاک


دلتنگی های: ....... مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 22:17
|+|

                                       

 

 

و کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست...

روزگاریست که همه عرض بدن میخواهند ...همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند...دیو هستند ولی مثل پری میپوشند...گرگهایی که لباس پدری میپوشند...آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند...     خوب طبیعیست که یک روز به پایان برسد...عشقهایی که سر پیچ خیابان برسد

خبر به دورترین نقطه جهان برسد

نخواست او به من خسته ، بی کمان برسد

    شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت

    کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد

    خدا کند ، که نفرین نمی کنم نکند

 به او که عاشق او بوده ام زیان برسد 

   خدا کند فقط این عشق از سرم برود

    خدا کند که فقط زود آن زمان برسد...

 
گفتي که دگر در تو چنان حوصله اي نيست

 گفتم که مرا دوست نداري گله‌اي نيست

 رفتي و خدا پشت و پناهت به سلامت

 بگذار بسوزد دل من مسئله‌اي نيست


چقدر غریبانه به لحظه هایم رنگ شادی زدی و رفتی. تو را هیچ وقت از خاطر نمی برم که تو آشناترین غریبه من بودی


یارب دل دوستان پر از غم نکنی 

   با تیر بلا قامت ما خم نکنی

    ای چرخِ فلك تو را به قرآن سوگند 

   یک مو ز سر عزیز ما کم نکنی


یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟    سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟    برایش صادقانه می نویسم ... برای آنکه باید باشد و نیست...

 
تورا می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی همزبانی    غم بی همزبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟!

اگر روزی دلت لبریز غم بود    گذارت بر مزار کهنه ام بود    بگو این بی نصیب خفته در خاک    یه روزی عاشق و دیوانه ام بود...

 درون سينه آهي سرد دارم
رخي پژمرده ،رنگي زرد دارم
ندانم عاشقم ؟مستم؟چه هستم؟
همي دانم دلي پر درد دارم

 
دل به دلداران سپردن کارهر دلدار نيست. من به تو جان مي سپارم دل که قابل دار نيست

 

با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه
با خبر باش كه من غرق گناهم همه عمر


وقتی پایان داستان
دستان مهربان تو نباشد
بگذار قصه گو  هر طور كه می خواهد
داستان را ادامه دهد

 


دلتنگی های: ....... مورخ: چهارشنبه دوم مرداد 1387 در ساعت: 12:4
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.parkinge-asheghan.blogfa.com & www.parkinge-asheghan.blogfa.com & www.parkinge-asheghan.blogfa.com

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس